فرایند – به عمل آوردن مشاهده روزنامه

فرایند – به عمل آوردن: مشاهده روزنامه صفحه نخست روزنامه های استان استان مازندران باشگاه خبرنگاران عناوین روزنامه

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

زهرا شایان فر می‌گوید تصویر «سفید برفی و هفت کوتوله» آن قدر دست از سرش برنداشت تا دست‌آخر در قالب نمایش «برج‌های خاموش» روی صحنه آمد.

وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

عبارات مهم : تصویر

زهرا شایان فر می گوید تصویر «سفید برفی و هفت کوتوله» آن قدر دست از سرش برنداشت تا دست آخر در قالب نمایش «برج های خاموش» روی صحنه آمد.

به گزارش خبرآنلاین، «برج های خاموش» نام نمایشی است از گروه تئاتر صلح به نویسندگی و کارگردانی زهرا شایان فر که از یکشنبه 22 مرداد در تالار محراب روی صحنه رفت و تا چهارشنبه هشتم شهریور به اجرای خود ادامه خواهد داد.

وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

بانویی درگذشته درمیان و مردانی جنگی به دورش؛ تصویری که از فانتزی «سفید برفی و هفت کوتوله» در ذهن نویسنده «برج های خاموش» جان گرفت. مردانی که دو نفر از آن ها؛ دریادار کور و ژنرال بی پا، برادران بانو یا همان سفیدبرفی پیشینند. بیگانه ای پیروز جنگ می شود و به کاخ بانو و برادرانش راه می یابد و منشی بانو می گریزد بی آن که بدانیم با بیرون رفتن از کاخ کشته می شود یا راه نجاتی پیدا می کند… این ها بخشی از تصاویری است که روی صحنه این نمایش شکل می گیرد.

آن چه در ادامه می خوانید گپ و گفتی است با زهرا شایان فر نویسنده و کارگردان «برج های خاموش».

زهرا شایان فر می‌گوید تصویر «سفید برفی و هفت کوتوله» آن قدر دست از سرش برنداشت تا دست‌آخر در قالب نمایش «برج‌های خاموش» روی صحنه آمد.

دلخوری از سالن استاد انتظامی و دو سِری بازبینی جهت اجرا در محراب

«برج های خاموش» را سال 1392 نوشتم و جهت شرکت در جشنواره بین المللی تئاتر فجر ارائه دادم که پذیرفته نشد. بعد از آن تصمیم گرفتم به جای شرکت در جشنواره به صورت مستقل روی صحنه بروم. انتهای 93، اوایل 94 درخواست نوبت اجرا در سالن استاد انتظامی منزل بازیگران و صورت های معروف را دادم که در بازبینی گفتند هم تعداد بازیگرانتان زیاد است و هم دکورتان سنگین است.

این اتفاق به شدت باعث دلخوری ام شد و موجب شد این سالن را از فهرست سالن های مورد نظرم جهت اجرا پاک کنم. چون آن ها همان موقع که من متن را تحویلشان دادم، می توانستند با نگاه کردن به صفحه اولش از تعداد بازیگران و طراحی صحنه مطلع شوند و ما را تا روز بازبینی معطل نکنند.

وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

بعد از آن جهت اجرا در تالار محراب بازبینی دادیم که گفتند چون صورت ندارید در الویت گرفتن نوبت اجرا نیستید ولی ظاهرا بعد از مدتی خودشان از صرافت بودن بازیگر صورت در اثر افتادند و نوبت اجرا دادند.

«سفید برفی و هفت کوتوله «ای که ایده اولیه را به نویسنده دادند

زهرا شایان فر می‌گوید تصویر «سفید برفی و هفت کوتوله» آن قدر دست از سرش برنداشت تا دست‌آخر در قالب نمایش «برج‌های خاموش» روی صحنه آمد.

یکی از تصویرهای ذهنی که مدت ها با آن درگیر بودم، یک تابلوی کودکانه بود که می توانست سوژه یک نمایش جهت بزرگسالان قرار بگیرد. در طول این مدت هر وقت دست به قلم می شدم ناخودآگاه این تصویر جلوی چشمم می آمد و رهایم نمی کرد، هر چند هیچ ارتباطی با آن چه در اطرافم می گذشت و حال وهوای معنوی ام نداشت.

سرانجام فکر کردم حتما این تصویر ارتباطی با درونیاتم دارد و بهتر است به جای بعد زدنش کد ارتباطی اش را پیدا کنم. این تصویر، تصویر معروف سفید برفی در میان هفت کوتوله بود؛ یک بانوی قشنگ خوابیده بر تخت با چشمانی بسته که اطرافش را با شمع و گل آراسته اند و هفت کوتوله دورش ایستاده اند و من آخر تسلیمش شدم.

وقتی «سفید برفی و هفت کوتوله»، دست از سر کارگردان زن برنداشتند

شروع به باز کردن کدها کردم و با خود گفتم باید روایت خودم را در این تصویر پیدا کنم و شخصیت هایم را فرم دهم. متن را با این اتفاق شروع کردم که زنی که فرمانروایی یک سرزمین را بر عهده دارد، می میرد و ما تا آخر جنازه او را در میان دسته های گل و شمع روی صحنه می بینیم و حول محور اوست که شخصیت ها و ارتباطاتشان که درگیر جنگی طولانی مدت هستند شکل می گیرد.

یادگار جنگی طولانی؛ مردانی بی پا، بی چشم و بی دست

وقتی مسیری را که در طول این جنگ طی شده، نگاه می کنید آدم هایی را می بینید که هر کدام چیزی را از دست داده اند ولی همچنان بقای خود را در نابود کردن دیگری می بینند.

تاکید من بر کامل بودن بانوی درگذشته و ناقص بودن مردان اطرافش به واسطه لطمات ناشی از جنگ بود که دو نفر از آن ها یعنی ژنرال بی پا و دریادار کور برادرانش هستند. کامل بودن بانو موجب شد در گزینش بازیگر نیز به سمت یک نوجوان بروم چون اصرار داشتم که پاکی و معصومیت او را که قربانی جنگ می شود نشان دهم.

همان طور که در صحنه ابتدایی می بینید این بانوی نوجوان حاضر به پوشیدن پوتین های جنگی نیست، چون نمادی از مام وطن هم هست، وطنی که دوست ندارد کفش جنگ به پا و لباس جنگ به تن کند و در نهایت هم در میان این حجم از خشونت دوام نمی آورد.

نجات می یابد یا کشته می شود؟

پایان بندی کار موجب می شود احساس کنید هنوز امیدی است که در نسخه اولیه این طور نبود ولی در بازنویسی دلم نیامد این امید را از آدم های نمایشم دریغ کنم. ما نمی دانیم مرد جوان با بیرون رفتن از صحنه کاخ، راه به جایی می برد یا کشته می شود، شاید همین طرحی باشد جهت نمایشنامه بعدی ام.

واژه های کلیدی: تصویر | تصویری | نویسنده | کارگردان | کارگردانی | هفت کوتوله | کارگردان زن | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog